تک دخـــتــــر نـــاز
اگه یه روز بری سفر ، بری ز پیشم بی خبر اسیر رویاها میشم ، دوباره باز تنها میشم به شب میگم پیشم بمونه ،به باد میگم تا صبح بخونه بخونه از دیاره یاری ، چرا میری تنهام میزاری؟ اگه فراموشم کنی ،ترک آغوشم کنی پرنده ی دریا میشم ، تو چنگ موج رها میشم به دل میگم خاموش بمونه ،میرم که هرکسی بدونه میرم به سوی اون دیاری ، که توش منو تنها نزاری اگه یه روزی نومتو تو گوشه من صدا کنه!،دوباره باز غمت میاد که منو مبتلا کنه به دل میگم کاریش نباشه ، بزاره درد تو دواشه بره توی تمومه جونم ،که باز برات آواز بخونم،که باز برات آواز بخونم اگه باز دلت میخواد ،یار یکدیگر باشیم مثوله(مثال) ایامه قدیم ، بشینیمو سحر پاشیم باید دلت رنگی بگیره ، دوباره آهنگی بگیره بگیره رنگه اون دیاری ، که توش منو تنها نزاری اگه میخوای پیشم بمونی، بیا تا باقیه جوونی بیا تا پوست و استخونت، نزار دلم تنها بمونه بزار شبام رنگی بگیره ، دوبار آهنگی بگیره بگیره رنگه اون دیاری ،که توش منو تنها نزاری!! زمستون تن عریون باغچه چون بیابون درختا باپاهای برهنه زیر بارون نمیدونی تو که عاشق نبودی چه سخته مرگ گل برای گلدون گل وگلدون چه شبها نشستن بی بهانه واسه هم قصه گفتن عاشقانه چه تلخه چه تلخه باید تنها بمونه قلب گلدون مثه من که بی تو نشستم زیر بارون زمستون برای توقشنگه پشت شیشه بهاره زمستونها برای تو همیشه تومثل من زمستونی نداری که باشه لحظه چشم انتظاری گلدون خالی ندیدی نشسته زیر بارون گلای کاغذی داری تو گلدون توعاشق نبودی ببینی تلخه روزای جدایی چه سخته چه سخته بشینم بی تو باچشمای گریون نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
عشق پریشون شده ی دو حرفی گفته بودم اگه دلت گرفتست کنج دلم جا واسه ی دلت هست شاید دلت خواست و پاهات نیومد یا شایدم دلت باهات نیومد هر چی که بود بذار که گفته باشم هر جا که هست دلت منم باهاشم عشقه گذشته از پل دشته پر از گلایل گمشده ی دو حرفی خسته ی روز برفی گفته باشم هنوزم اگه دلت گرفتست بیا که کنج قلبم جا واسه ی دلت هست حالا که تقویم من زمستوناش زیاده تو کوچه های سردش همیشه برف و باده باید بیای ببینم بهار خنده هاتو بیا بذار تموم شه روزای برفی باتو رنگ غمو به شعر شادم زده دشت پر از گلایل غم زده دلم میخواد خودت بیای ببینی نبض منو قلب تو باهم زده عشقه گذشته از پل دشته پر از گلایل گمشده ی دو حرفی خسته ی روز برفی...
هم دیدنی بودی هم خواستنی بودی هر روز پاییزه هر هفته پاییزه آروم نمی گیرم از دست زنجیرم هر روز پاییزه هر هفته پاییزه بعضی روزها ساعت ها تنهای تنها در اتاقم که شبیه شب است می نشینم و شعرهای خاکستری ام را برای مردگان می خوانم .آنقدر تلخم که هیچ قصه شیرینی نمی تواند گره از ابروانم بگشاید و روییدن هیچ شمعدانی نمی تواند تکلیف دلم را روشن کند! نه بال کبوتری که پرواز را به یادم آورد نه عبور نسیمی که بوی یار و دیار را به مشامم برساند. هوا ساکن دیوار ها سخت و پنجره ها عبوس و دلگیرند. بعضی روزها آنقدر بال برکتفهایم دارم که می توانم یکسره و یک نفس آسمانها را پشت سر بگذارم و تا آخرین کوچه بهشت بروم و از فرشته های توزیباتر شوم و بی هیچ اضطرابی به تو سلام بگویم. می توانم شعله های سرکش جهان را با سر انگشتانم خاموش کنم آنقدر سبک و شادم که می توانم دست روحم را بگیرم و نزدتو بیایم... دلت که می لرزید من با چشام دیدم بگو شب بخوابه من بیدارم عشق من سلام . شعر دلم دیدی گل سرخ وقتی میخواد واسه پروانه ها جا باز کنه دیواره های قلبش ناخواسته ترک میخوره من اونجوری دوستت دارم . خیلی آروم واست مینویسم نبینم دلت از من بگیره نبینم واسه من اخم کنی واسه دیگران بخندی . آخه تا عاشقت شدم شاعرم کردی خودت نوشتی بازم برام بنویس . خلاصه قول میدم زود یاد بگیرم همونی بشم که تو میخوای مثل حال و هوای آسمون ............. یه وقت نم نم یه وقت رعد و برق یه وقت تگرگ گاهی هم آفتابی ...... بستگی به چشمای تو داره اینجوری خوبه؟ کسی که راه رسیدن به تو رو بلد نیست . دل به دریا میزنم واسه یه لحظه دیدنت...جونو آتیش میزنم واسه بدست اوردنت اونقدر از عشق میگم تا منو باور بکنی...تو هم عاشقم بشی دیگه ترکم نکنی واسه به تو رسیدنم از همه چیزم میگذرم...تا تو با من بمونی دیوونه این عادتم اگه جسارت نباشه میخام بگم دیوونتم...اگه فرصت بدی تو دنیامو با تو میسازم شنیدم گفتی که تو عاشق هیچکس نمیشی...منو باور نداری میخای بری تنها باشی منو از خودت نرون منو باورم بکن...نذار بی تو بمونم عشقو توی چشام بخون اگه تو پیشم نمونی دلم تو دریا غرق میشه...دریای اشکامو میگم دلم ماتم سرا میشه اعتراف،بجون تو قسم اعتراف تو واسم شدی همه کسم اعتراف جز تو من ندارم دلخوشی اعتراف با یه نگاه تو نگاه ناز تو، دل شده بیقرار نرو تنهام نذار با یه نگاه تو نگاه ناز تو، دل شده بیقرار نرو تنهام نذار اینو همه میگن میذاره و میره،عاشق تو نیستش دلش یه جا گیره تورو خدا بگو حرفاشون دروغه،دلم داره میمیره... بسه دیگه این دل طاقت نداره،حرفای اینا رو باور نداره بگو دله جز من یاری نداره،دلم بی تو میمیره... قسم دستای من سرده یعنی که من تنهام یعنی ازت دورم یعنی تورو میخوام دستای من سرده یعنی که دلتنگم یعنی برای تو با گریه میجنگم به عشق تو قسم به جون تو میمیرم واسه چشمای قشنگت دستای من سرده یعنی که دل کندی یعنی که غمگینم اما تو میخندی دستای من سرده یعنی که پر دردم یعنی دلم میخواد پیش تو برگردم به عشق تو قسم به جون تو میمیرم واسه چشمای قشنگت
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم


هم چیدنی بودی هم باغچمون گل داشت
زنجیر می خواستم دستاتو بخشیدی
از من تا اون دستات هر دره ای پل داشت
پل بود اما ریخت گل بود اما مُرد
عمر منم قده عشقت تحمل داشت
هر ماه پاییزه هر سال پاییزه
دلخونم از چشمات ماه پس ِ ابرم
من کاسه ی صبرم این کاسه لبریزه
بی عشق می میرم من روز دیدارم
از دوستی پر من از دوست دلخور من
آجر به آجر من ، من پشت دیوارم
لعنت به این دیدار لعنت به این دیوار
لعنت به این آوار من زیر آوارم
هر ماه پاییزه هر سال پاییزه
دلخونم از چشمات ماه پس ِ ابرم
من کاسه ی صبرم این کاسه لبریزه
تو ظهرتابستون چقد زمستونه
هوا گرفته نبود دلم گرفت اون شب
به مادرم گفتم هنوز بارونه
هنوز بارونه
قطار رد شد و رفت مسافرا موندن
مسافرا که برن قطار می مونه
تو برف بارونی قطار قلب منه
قلب شکسته ی من تو برف مدفونه
دونه به دونه غمی ریل به ریل شبم
غم توی خونه ی من هر شبو مهمونه
هر شبو مهمونه
بگو شب بخوابه من بیدارم
من شبو زنده نگه می دارم
یه شب که سردم بود به مادرم گفم
هوا که سرد میشه یاد تو میفتم
طفلی دلش لرزید دلش دوباره شکست
تو ظهر تابستون تو کوچه برف نشست
تو کوچه برف نشست
مسافرا شعرن تو برف و بارونی
قطار قلب منه چشم تو پنجره هاش
پنجره ها بسته ن مسافرا خسته ن
ببار تا دم صب به فکر هیچی نباش
دونه به دونه غمی غصه به غصه شبم
کاشکی یه روز صب شه کاش فقط ای کاش
کاش فقط ای کاش
من شبو زنده نگه می دارم
چه کسی رو واست بنویسم وقتی آسمون تویی – ستاره ش تویی – باغچه ش تویی –
گلش تویی – ایوونش تویی – بارونش تویی – لیلیش تویی – مجنونش تویی – فواره
ش تویی – گلدونش تویی اصلا همیشه همش فقط تویی.
میخواد یه جوری زندگی کنم که آدما بهش میگن عجیب ... فقط به تو سلام کنم
فقط با تو حرف بزنم فقط واسه تو دعا کنم دستم فقط تو دست تو باشه فقط تو
بهم بگی عشق من فقط تو رو میخوام بجاش تو هم فقط مال من باشی .
که حسابی رو اسم همه خط کشیدی رو تموم شماره های جدول دلم عمودی افقی اون
خونه سیاها اون حرفای جا افتاده به خدا همش تویی آخه من از دست تو چیکار
کنم ؟
چه خوب و آفتابیه هوای من با تو
تو کافه های شلوغ گوش دادن به صدات
چه لذتی داره
تو خلوت کوچه گرفتن دستات
چه لذتی داره
بازم اجازه بده بهت سلام کنم نگو باهام قهری
با اینکه میدونم تو بی اجازه ترین عاشق این شهری
تو غربت خونه جز منه دیوونه کی غصه ی تو رو خورد؟
شبای تنهایی بدون لالایی چجوری خوابت برد؟
آخ که چه دلگیره هوای من بی تو
چقدر نفس گیره قدم زدن بی تو
تو خلوت کوچه گرفتن دستات
همش دروغه دروغ
چقدر ادامه بدم به گم شدن تو این خیابونای شلوغ
جز منه دیوونه کی وقتی حس میکنه که داره میمیره
حتی واسه مردن از تویه دیوونه اجازه میگیره
چراغای رنگی آدمای سنگی سرفه و دلتنگی
تو کافه ی خالی یه استکان چایی کنار تنهایی
اون طرف میزم جات خالیه عزیزم
| [-Design-] |































































