X
تبلیغات
تک دخـــتــــر نـــاز

تک دخـــتــــر نـــاز

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1392ساعت 21:54  توسط Tak_2khtare_nanazi  | 

 

اگه یه روز بری سفر ، بری ز پیشم بی خبر

اسیر رویاها میشم ، دوباره باز تنها میشم

به شب میگم پیشم بمونه ،به باد میگم تا صبح بخونه

بخونه از دیاره یاری ، چرا میری تنهام میزاری؟

 

اگه فراموشم کنی ،ترک آغوشم کنی

پرنده ی دریا میشم ، تو چنگ موج رها میشم

به دل میگم خاموش بمونه ،میرم که هرکسی بدونه

میرم به سوی اون دیاری ، که توش منو تنها نزاری

 

اگه یه روزی نومتو تو گوشه من صدا کنه!،دوباره باز غمت میاد که منو مبتلا کنه

به دل میگم کاریش نباشه ، بزاره درد تو دواشه

بره توی تمومه جونم ،که باز برات آواز بخونم،که باز برات آواز بخونم

 

اگه باز دلت میخواد ،یار یکدیگر باشیم

مثوله(مثال) ایامه قدیم ، بشینیمو سحر پاشیم

باید دلت رنگی بگیره ، دوباره آهنگی بگیره

بگیره رنگه اون دیاری ، که توش منو تنها نزاری

 

اگه میخوای پیشم بمونی، بیا تا باقیه جوونی

بیا تا پوست و استخونت، نزار دلم تنها بمونه

بزار شبام رنگی بگیره ، دوبار آهنگی بگیره

بگیره رنگه اون دیاری ،که توش منو تنها نزاری!!

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392ساعت 21:24  توسط Tak_2khtare_nanazi  | 

روزت مبارک مادر

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392ساعت 0:19  توسط Tak_2khtare_nanazi  | 

زمستون

زمستون تن عریون باغچه چون بیابون

درختا باپاهای برهنه زیر بارون

نمیدونی تو که عاشق نبودی

چه سخته مرگ گل برای گلدون

گل وگلدون چه شبها نشستن بی بهانه

واسه هم قصه گفتن عاشقانه

چه تلخه چه تلخه باید تنها بمونه قلب گلدون

مثه من که بی تو نشستم زیر بارون

زمستون برای توقشنگه پشت شیشه

بهاره زمستونها برای تو همیشه

تومثل من زمستونی نداری

که باشه لحظه چشم انتظاری

گلدون خالی ندیدی نشسته زیر بارون

گلای کاغذی داری تو گلدون

توعاشق نبودی ببینی تلخه روزای جدایی

چه سخته چه سخته بشینم بی تو باچشمای گریون

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1391ساعت 19:14  توسط Tak_2khtare_nanazi  | 

مثل گنجشکی که زیر برفا مونده
همه دلتنگیم پیش تو جا مونده

یه نفر اینجاست که تورو دوست داره هنوز
که تو چهار فصل دلش برف می باره هنوز
یه نفر منتظره، تو بهارش باشی
تا کنارت باشه ،تو کنارش باشی
یخ زدن دستای من، زل زدم به رد پات
دستامو "ها " می کنم، کو اجاق خنده هات؟
شاخه هام خشکیدن ،ریشه هام از دردن
شونه هام می لرزن ،استخونام سردن
یه نفر اینجاست که تورو دوست داره هنوز
تو چهار فصل دلش ،برف می باره هنوز

رد چشمامو نگاه کن ،دستامو بگیر تو دستات
یخ این دستارو واکن
خنده هات سبزه ی عیدن، خنده هاتو دوست دارم
منو با خنده صدا کن
با یه ذره مهربونی ،منو پر کن از جوونی
کی بهارو دوست نداره ،عزیزم خودت می دونی
فصل فصل تو که عشقه ،چهار فصل من بهاره
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1391ساعت 18:12  توسط Tak_2khtare_nanazi  | 

همه دوس دارن برن بهشت ولی هیشکی دوس نداره بمیره!!!

دختر.دختران زیبا.دخترای ناز

persian_girl0۲@yahoo.com

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1391ساعت 23:47  توسط Tak_2khtare_nanazi  | 

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

دختر.دختران زیبا.دخترای نازدختر.دختران زیبا.دخترای ناز

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1391ساعت 23:47  توسط Tak_2khtare_nanazi  | 

 

همیشه خسته از روزای برفی

عشق پریشون شده ی دو حرفی

گفته بودم اگه دلت گرفتست

کنج دلم جا واسه ی دلت هست

شاید دلت خواست و پاهات نیومد

یا شایدم دلت باهات نیومد

هر چی که بود بذار که گفته باشم

هر جا که هست دلت منم باهاشم

عشقه گذشته از پل

دشته پر از گلایل

گمشده ی دو حرفی

خسته ی روز برفی

گفته باشم هنوزم اگه دلت گرفتست

بیا که کنج قلبم جا واسه ی دلت هست

حالا که تقویم من زمستوناش زیاده

تو کوچه های سردش همیشه برف و باده

باید بیای ببینم بهار خنده هاتو

بیا بذار تموم شه روزای برفی باتو

رنگ غمو به شعر شادم زده

دشت پر از گلایل غم زده

دلم میخواد خودت بیای ببینی

نبض منو قلب تو باهم زده

عشقه گذشته از پل

دشته پر از گلایل

گمشده ی دو حرفی

خسته ی روز برفی...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1391ساعت 1:45  توسط Tak_2khtare_nanazi  | 

 دختر.دختران زیبا.دخترای ناز

 

 

 

روزه ام را..


وقتی میشکنم!


که نگاه تو..


اذان لبخند را..


گفته باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1391ساعت 0:7  توسط Tak_2khtare_nanazi  | 

دختر.دختران زیبا.دخترای نازدختر.دختران زیبا.دخترای نازدختر.دختران زیبا.دخترای ناز

هم دیدنی بودی هم خواستنی بودی
هم چیدنی بودی هم باغچمون گل داشت
زنجیر می خواستم دستاتو بخشیدی
از من تا اون دستات هر دره ای پل داشت
پل بود اما ریخت گل بود اما مُرد
عمر منم قده عشقت تحمل داشت

هر روز پاییزه هر هفته پاییزه
هر ماه پاییزه هر سال پاییزه
دلخونم از چشمات ماه پس ِ ابرم
من کاسه ی صبرم این کاسه لبریزه

آروم نمی گیرم از دست زنجیرم
بی عشق می میرم من روز دیدارم
از دوستی پر من از دوست دلخور من
آجر به آجر من ، من پشت دیوارم
لعنت به این دیدار لعنت به این دیوار
لعنت به این آوار من زیر آوارم

هر روز پاییزه هر هفته پاییزه
هر ماه پاییزه هر سال پاییزه
دلخونم از چشمات ماه پس ِ ابرم
من کاسه ی صبرم این کاسه لبریزه

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1391ساعت 23:44  توسط Tak_2khtare_nanazi  | 

 

بعضی روزها ساعت ها

تنهای تنها در اتاقم که شبیه شب است

 می نشینم و شعرهای خاکستری ام را برای

مردگان می خوانم .آنقدر تلخم که هیچ قصه شیرینی

نمی تواند گره از ابروانم بگشاید و روییدن هیچ شمعدانی نمی تواند

تکلیف دلم را روشن کند! نه بال کبوتری که پرواز را به یادم آورد نه عبور نسیمی

که بوی یار و دیار را به مشامم برساند. هوا ساکن دیوار ها سخت و پنجره ها عبوس و دلگیرند.

بعضی روزها  آنقدر بال برکتفهایم دارم که می توانم یکسره و یک نفس آسمانها

را پشت سر بگذارم و تا آخرین کوچه بهشت بروم و از فرشته های

توزیباتر شوم و بی هیچ اضطرابی به تو سلام بگویم.

می توانم شعله های سرکش جهان را با سر

انگشتانم خاموش کنم آنقدر سبک و

شادم که می توانم دست

روحم را بگیرم و

نزدتو بیایم...

دختر.دختران زیبا.دخترای نازدختر.دختران زیبا.دخترای نازدختر.دختران زیبا.دخترای ناز

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1391ساعت 19:16  توسط Tak_2khtare_nanazi  | 

بگوشب بخوابه من بیدارم.....

دلت که می لرزید من با چشام دیدم
تو ظهرتابستون چقد زمستونه
هوا گرفته نبود دلم گرفت اون شب
به مادرم گفتم هنوز بارونه
هنوز بارونه

قطار رد شد و رفت مسافرا موندن
مسافرا که برن قطار می مونه
تو برف بارونی قطار قلب منه
قلب شکسته ی من تو برف مدفونه
دونه به دونه غمی ریل به ریل شبم
غم توی خونه ی من هر شبو مهمونه
هر شبو مهمونه

بگو شب بخوابه من بیدارم
من شبو زنده نگه می دارم

یه شب که سردم بود به مادرم گفم
هوا که سرد میشه یاد تو میفتم
طفلی دلش لرزید دلش دوباره شکست
تو ظهر تابستون تو کوچه برف نشست
تو کوچه برف نشست

مسافرا شعرن تو برف و بارونی
قطار قلب منه چشم تو پنجره هاش
پنجره ها بسته ن مسافرا خسته ن
ببار تا دم صب به فکر هیچی نباش

دونه به دونه غمی غصه به غصه شبم
کاشکی یه روز صب شه کاش فقط ای کاش
کاش فقط ای کاش

بگو شب بخوابه من بیدارم
من شبو زنده نگه می دارم



 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم تیر 1391ساعت 10:40  توسط Tak_2khtare_nanazi  | 

سلام............

 عشق من سلام .

شعر
چه کسی رو واست بنویسم وقتی آسمون تویی – ستاره ش تویی – باغچه ش تویی –
گلش تویی – ایوونش تویی – بارونش تویی – لیلیش تویی – مجنونش تویی – فواره
ش تویی – گلدونش تویی اصلا همیشه همش فقط تویی.

دلم
میخواد یه جوری زندگی کنم که آدما بهش میگن عجیب ... فقط به تو سلام کنم
فقط با تو حرف بزنم فقط واسه تو دعا کنم دستم فقط تو دست تو باشه فقط تو
بهم بگی عشق من فقط تو رو میخوام بجاش تو هم فقط مال من باشی .

دیدی گل سرخ وقتی میخواد واسه پروانه ها جا باز کنه دیواره های قلبش ناخواسته ترک میخوره من اونجوری دوستت دارم .

خیلی آروم واست مینویسم نبینم دلت از من بگیره نبینم واسه من اخم کنی واسه دیگران بخندی .

آخه تا عاشقت شدم شاعرم کردی خودت نوشتی بازم برام بنویس .

خلاصه
که حسابی رو اسم همه خط کشیدی رو تموم شماره های جدول دلم عمودی افقی اون
خونه سیاها اون حرفای جا افتاده به خدا همش تویی آخه من از دست تو چیکار
کنم ؟

قول میدم زود یاد بگیرم همونی بشم که تو میخوای مثل حال و هوای آسمون .............

یه وقت نم نم یه وقت رعد و برق یه وقت تگرگ گاهی هم آفتابی ......

بستگی به چشمای تو داره اینجوری خوبه؟

                                                   کسی که راه رسیدن به تو رو بلد نیست .


+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 12:9  توسط Tak_2khtare_nanazi  | 

                                                             باورم کن

              دل به دریا میزنم واسه یه لحظه دیدنت...جونو آتیش میزنم واسه بدست اوردنت

              اونقدر از عشق میگم تا منو باور بکنی...تو هم عاشقم بشی دیگه ترکم نکنی

              واسه به تو رسیدنم از همه چیزم میگذرم...تا تو با من بمونی دیوونه این عادتم

              اگه جسارت نباشه میخام بگم دیوونتم...اگه فرصت بدی تو دنیامو با تو میسازم

              شنیدم گفتی که تو عاشق هیچکس نمیشی...منو باور نداری میخای بری تنها باشی

              منو از خودت نرون منو باورم بکن...نذار بی تو بمونم عشقو توی چشام بخون

              اگه تو پیشم نمونی دلم تو دریا غرق میشه...دریای اشکامو میگم دلم ماتم سرا میشه

                                            

+ نوشته شده در  جمعه پنجم فروردین 1390ساعت 14:27  توسط Tak_2khtare_nanazi  | 

اعتراف،بجون تو قسم اعتراف

تو واسم شدی همه کسم اعتراف

جز تو من ندارم دلخوشی اعتراف

با یه نگاه تو نگاه ناز تو، دل شده بیقرار نرو تنهام نذار

با یه نگاه تو نگاه ناز تو، دل شده بیقرار نرو تنهام نذار

اینو همه میگن میذاره و میره،عاشق تو نیستش دلش یه جا گیره

تورو خدا بگو حرفاشون دروغه،دلم داره میمیره...

 بسه دیگه این دل طاقت نداره،حرفای اینا رو باور نداره

بگو دله جز من یاری نداره،دلم  بی تو میمیره...

+ نوشته شده در  جمعه پنجم فروردین 1390ساعت 13:48  توسط Tak_2khtare_nanazi  | 

مطالب قدیمی‌تر